نمایش فیلم جدید جعفر پناهی در جشنواره فیلم کن

26 ارديبهشت 1397

«سه رخ»، فیلمی در ستایش فیلم‌سازی

«سه رخ»، تازه‌ترین اثر جعفر پناهی در جشنواره کن با استقبال روبرو شد. این فیلم در بخش اصلی این جشنواره با دیگر آثار سینمایی بر سر نخل طلایی رقابت دارد. پناهی به دلیل ممنوعیت خروج از ایران در کن غایب است.

«سه رخ» آخرین تجربه جعفر پناهی است که پای او را به بخش مسابقه کن، بزرگ‌ترین جشنواره سینمایی جهان بازکرده، درحالی‌که صندلی خالی‌ای برایش در نظر گرفته بودند و تنها بازیگران اصلی، فیلم‌بردار و تدوینگر فیلم امکان حضور در این جشنواره را یافتند.

بخوانید: فیلم «سه رخ» جعفر پناهی برنده جایزه بهترین فیلم‌نامه جشنواره کن شد.

«سه رخ» آشکارا فیلمی است که با بودجه و امکانات محدود ساخته‌شده و داستان شبه مستندی را روایت می‌کند درباره دختر نوجوانی که از روستایی دورافتاده در اطراف میانه در رشته هنر قبول‌شده اما خانواده او به‌شدت مخالف هستند. او ویدئویی از خودکشی خودش برای بهناز جعفری می‌فرستد و این بازیگر سینما به همراه جعفر پناهی با نگرانی به این روستا می‌روند تا از سرنوشت این دختر اطلاع یابند.

فیلم به سبک و سیاق فیلم قبلی، «تاکسی»، غالباً در اتومبیل می‌گذرد؛ یا دوربین ثابت نظاره‌گر شخصیت‌هایی است که حرف می‌زنند یا دوربینی از پشت شیشه ناظر جاده‌ها و اتفاقات خارجی است. ازاین‌رو فیلم یادآور فیلم‌های مختلف استاد پناهی، عباس کیارستمی است؛ از فیلم «ده» که - تمام آن در اتومبیل می‌گذشت- تا فضای خارجی و شخصیت‌هایی شبیه به «طعم گیلاس» و «زندگی و دیگر هیچ».

«سه رخ» از نظر ساختار هم به‌شدت مدیون کیارستمی است و سعی دارد با نماهای غالباً ثابت و طولانی، موقعیت را بدون دست‌کاری به نمایش بگذارد. هرچند «سه رخ» از فیلم بسیار ضعیف «تاکسی»، به مراتب شسته رفته‌تر و از نظر بصری کارشده‌تر است اما مشکل تمامی فیلم‌های اخیر پناهی را هم دارد: تلاش برای واقعی نمایاندن صحنه و روایت که درنهایت شکلی از مستند غیرطبیعی و تقلبی را شکل می‌دهد که باورپذیر نیست و نمی‌تواند تماشاگرش را درگیر فضا و موقعیت صحنه کند. از همان سکانس آغازین ویدئوی اولیه- با این شکل و شمایل و ساختار- تماشاگر می‌تواند به راحتی حدس بزند که این ویدئو تقلبی است، درحالی‌که پناهی کارگردان و جعفری بازیگر در فیلم متوجه «بازی» تقلبی این دختر در این ویدئو نیستند و هر دو ماجرا را جدی گرفته‌اند.

از همان دیالوگ‌های اولیه بین پناهی و جعفری در اتومبیل- و نمای طولانی روی صورت جعفری بدون حضور پناهی- نوع دیالوگ‌ها و فضا به‌شدت یادآور نوعی از فیلم است که «مستند» نیست اما تظاهر می‌کند- و بی‌جهت اصرار دارد- که مستند به نظر برسد. جایی که جعفری دچار تردیدی درباره «فیلم» بودن این ماجرا می‌شود لایه‌ای به روایت فیلم می‌افزاید که بعدتر فیلم‌ساز جسارت ادامه آن را ندارد و ترجیح می‌دهد تا روایت سرراست خودش را دنبال کند، درحالی‌که این بخش از فیلم، در صورت پرداخت بیشتر و واقعی بودن، می‌توانست سه رخ را به‌نوعی فیلم در فیلم جذاب بدل کند.

اصرار پناهی برای واقع‌گرایی در فیلم‌های اخیرش- که حضور خودش را در جلوی دوربین هم رقم زده- با عدم توانایی او در خلق میزانسن و بازی گرفتن نزدیک به مستند، دوگانگی غریبی را به فیلم‌هایش افزوده که پیش‌تر در فیلم‌هایی چون آفساید یا دایره شاهدش نبودیم و حالا- به گمانم- مهم‌ترین مشکل زنجیره فیلم‌های اخیر او شده است. مضمون سراغ کردن زندگی در سادگی روستایی و طبیعت، جدای از این‌که به‌شدت وامدار کیارستمی است، دیگر مضمون تازه و جذابی نیست به خصوص که دیالوگ‌های عرفانی و چندپهلوی شخصیت‌های ساده روستایی گاه به‌شدت بر فیلم سنگینی می‌کند؛ همین طور اشاره به نسل‌های مختلف بازیگری و سرنوشت بازیگران پیش از انقلاب، از بهروز وثوقی تا شهرزاد. نمادپردازی‌های فیلم با ساختار خودخواسته شبه مستند آن همخوانی ندارد؛ مثلاً در صحنه‌ای جعفری به پناهی می‌گوید: «خیلی کنار دره داری می‌ری». جدای از این‌که در این صحنه و ادامه آن دره‌ای نمی‌بینیم، خود این جمله نمادین و استعاری جایی در ساختار فیلم ندارد.

همین طور کل مفهوم جاده تنگ و باریک به سمت شهر که فقط می‌تواند یک‌طرفه باشد - و یک اتومبیل باید منتظر بماند تا دیگری از آن‌سوی تپه با بوق به او اطلاع دهد که دارد می‌آید- مفهوم استعاری سنگین دیگری است که فیلم به کار می‌گیرد و حتی پایان فیلم با آن رقم می‌خورد؛ جایی که فیلم‌ساز- دانای کل روایت- در نمایی طولانی از پشت شیشه اتومبیل شاهد جامعه‌اش است و به تعبیری- به خاطر شیشه شکسته اتومبیلش به دلیل غیرت کورکورانه - برای آن دل می‌سوزاند.

بخشی از نظرات منتقدان نسبت به فیلم «سه رُخ»:

دبورا یانگ (هالیوود ریپورتر)

جانشین خلف کیارستمی

پناهی که زمانی دستیار عباس کیارستمی بوده است، در «سه رخ» شبیه‌ترین فیلم به آثار استادش را ساخته. فیلم جدید او ظاهراً یک داکیو-دراماست که ما را عمیقاً به یاد فیلم «زندگی و دیگر هیچ» کیارستمی می‌اندازد. در فیلم کیارستمی کارگردان فیلم «خانهٔ دوست کجاست؟» (که شخص دیگری به جای کیاستمی بازی‌اش می‌کند) با پسرش، برای اطمینان از زنده بودن بازیگر خردسال فیلمش به شمال ایران سفر می‌کند و در سه رخ نیز پناهی به همراه بهناز جعفری برای یافتن دخترکی که به عشق تحصیل در رشتهٔ بازیگری وانمود به خودکشی کرده است، به منطقه‌ای روستایی در شمال غربی ایران می‌روند. نمونه‌ای از سینمای ایران در خالصانه‌ترین جلوهٔ آن. سینمایی که سال‌هاست به رئالیسم غنائی تازه بخشیده است. هرچند که بی‌شک فیلم جدید پناهی که مشخصاً در چنین سبک و سیاقی ساخته‌شده سراسر متأثر از شرایطی بغرنجی است که او در ایران تجربه می‌کند. اصولاً نمی‌شود فیلمی از پناهی را بدون در نظر گرفتن این شرایط، داوری کرد.

اریک کوهن (ایندی‌وایر)

اثر متفکری است

«سه رخ» یک فیلم جاده‌ای از فیلم‌سازی است که چون نمی‌تواند عین سابق داستان‌گویی کند، تصمیم گرفته است که تا از زندگی روزمرهٔ خود فیلم بسازد. البته من واقعاً اطمینان ندارم که تجربهٔ اخیر سینمایی پناهی جداً برای او اتفاق افتاده باشد. در هر صورت «سه رخ» اثر متفکری است که چالش‌های شخصی فیلم‌ساز با فشار و تعدی تحمیل‌شده از بیرون را بازنمایی می‌کند. هرچند که درنهایت بیشتر اسیر جامعه‌شناسی است تا زیبایی‌شناسی.

پیتر بردشاو (گاردین)

یک سینمای کلاسیک ایرانی

جعفر پناهی در «سه رخ» یک تمثیل شبه رئالیستی جذاب را در قالب پروژهٔ سینمای اتوبیوگرافیکال خود خلق کرده است. فیلمی که عمیقاً متواضع است و به زنان به ویژه بازیگران زن احترام می‌گذارد. فیلم‌های پناهی عموماً تماشایی هستند، «سه رخ» نیز از این قاعده مستثنا نیست، هرچند به نظر می‌رسد این یکی در تلاش برای یادآوری یک سینمای کلاسیک ایرانی است که عموماً با آثار کیارستمی شناخته می‌شود. سینمایی که هرچند سهل و ممتنع به نظر می‌آید اما عامدانه از سوی فیلم‌ساز کدگذاری شده است. «طعم گیلاس» و «باد ما را خواهد برد» چنین سینمایی است.

استیو پوند (thewrap)

فیلمی در ستایش فیلم‌سازی

همان‌طوری که خود پناهی می‌گوید، گویا هیچ محدودیتی باعث نخواهد شد که تا او دست از فیلم‌سازی بردارد. در «سه رخ» خانواده‌ای که مانع از تحصیل فرزندشان در رشتهٔ بازیگری می‌شوند، درواقع تمثیلی از خود فیلم‌ساز که فعالیت سینمایی‌اش محدودشده است. به‌واقع «رخ سوم» فیلم پناهی (رخ اول بازیگر زن پیش از انقلاب و رخ دوم بهناز جعفری که در فیلم نقش خودش را بازی می‌کند) نه مرضیه رضایی که خودِ پناهی است؛ و این عموماً فیلمی در ستایش فیلم‌سازی است در زیر نقاب دفاع از حقوق زنان. فیلم پناهی هردوی این‌ها را باهم دارد. هرچند که یکی واضح‌تر از آن دیگری است.

دیوید سکستون (استاندارد)

فیلمی کنایه‌آمیز

در «سه رخ»، دوست پناهی، بهناز جعفریِ بازیگر (که نقش خودش را بازی می‌کند) روی موبایلش از یک دختر نوجوان یک ویدئوی نگران‌کننده اما احتمالاً گول زننده دریافت کرده است که به خاطر جلوگیری خانواده‌اش از تحصیل در مدرسه هنرهای دراماتیک غرق در ناامیدی است؛ بنابراین، پناهی جعفری را به بیرون از تهران و به روستایی آذری، جایی که دختر زندگی می‌کند می‌برد- پناهی این روستا را جایی فیلم‌برداری کرده است که خانواده‌اش ازآنجا می‌آیند، جایی که پناهی به‌وضوح در آن مورد اعتماد است. پناهی و جعفری در آنجا دربارهٔ دختر نوجوان پرس‌وجو می‌کنند و همچنین با مردم محلی آشنا می‌شوند. مردمی که درباره همه چیز و خصوصاً در مورد آزادی زنان نظراتی محافظه‌کار و ارتجاعی دارند. آن‌ها پیش‌تر یک بازیگر دیگر زن قبل انقلاب را طرد کرده‌اند طوری که او درنهایت فقر بازنشسته شده و اکنون تنها می‌نویسد و نقاشی می‌کند. در فیلم جدید پناهی انواع و اقسامی از مشاهدات کنایی و زیرکانه از خودستایی مردانه وجود دارد. برای مثال از جانب مردی که در رسای نیرومندی «مردانهٔ» گاو بیمارش رجز می‌خواند تا مردی دیگر که ناامید از این است که پوست ختنه گاه پسرش که برای مدت طولانی‌ای نگه‌داری شده، به مکان بهتری انتقال یابد!

تیم گریرسون (اسکرین‌دیلی)

اضطرابی شبح‌وار

در فیلم «سه رخ» که تعمقی دوست‌داشتنی و تأثیرگذار از جعفر پناهی است، جست‌وجو برای دختری گمشده ما را به دل روستایی کوچک می‌برد و پرسش‌های مهمی درباره دیدگاه‌های مردسالار برخی ایرانیان طرح می‌کند. این فیلم نیز همانند آثار اخیر پناهی به‌آرامی و یکنواخت از معمایی ساده به سوی بررسی موضوعی درباره زنان به‌ویژه بازیگران زن حرکت می‌کند. جعفر پناهی و بهناز جعفری در این فیلم در نقش شخصیت خود در دنیای واقعی ظاهرشده‌اند که برای یافتن دختری به نام مرضیه با بازی مرضیه رضایی راهی منطقه‌ای در آذربایجان می‌شوند. مرضیه برای بهناز جعفری پیامی ویدئویی فرستاد و در ویدئو بسیار پریشان است. او آرزو دارد بازیگر شود، اما خانواده‌اش مخالف هستند. بهناز جعفری و جعفر پناهی پس از دیدن ویدئو جست‌وجوی خود را با امید زنده یافتن این دختر آغاز می‌کنند. شاید به سختی بتوان عنوان فیلمی را که شما را به هیجان می‌آورد به «سه رخ» داد، اما در برخی تصاویر فیلم اضطرابی شبح‌وار حضور دارد و البته طیفی مبهم از خشونتی بالقوه در افق موج می‌زند. 

آخرین ویرایش در یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 ساعت 14:29