آذر 3, 1397 منتشرشده در فرهنگ و ادب

از مرگ و از زندگی منزجرم

آبان 19, 1397 منتشرشده در فرهنگ و ادب

مردی که از تاریکی می‌آید

خرداد 7, 1397 منتشرشده در تئاتر

به سندروم فوق حاد «آبلوموفیسم» دچاریم

تیر 29, 1395 منتشرشده در سینما

فقط روی کارتان تمرکز کنید

مرداد 20, 1394 منتشرشده در تئاتر

  بعد از شش سال دوباره به کارگردانی رو آوردید، با توجه به تاکیدتان روی متفاوت بودن، متن خانم مشتاقی نیا چه ویژگی داشت که آن را برای کار انتخاب کردید؟

 اولین نکته ای که در متن خانم مشتاقی نیا توجه من را به خودش جلب کرد وجه انسانی آن بود، شاید وقتی کسی متن نمایش "مرد مقابل" را بخواند به سمت و سوی یک رابطه گذشته ای که درباره یک زن است کشیده شود که اصلا ربطی به "مرد ناتمام" نداشته باشد، ولی چیزی که در متن دیدم و برایم مهم بود شخصیت های آن بودند، آدم های این نمایش هیچکدام احساس خوشبختی نمی کنند، شاید این تلنگری باشد در این جهت که چرا با تمام مهیا بودن یک شرایط ایده آل برای زندگی آدم ها احساس خوشبختی نمی کند و به خاطر این کمبود، دیگران مقصر می داند، در این نمایش با زنی روبرو هستیم که سال­ هاست که با زندگی مرفهی دارد مردی که همسر و فرزندش را دوست دارد، بچه ای که زندگی مرفهی دارد ولی هیچ­کدام احساس خوشبختی نمی کنند و مدام به دنبال یک ایده آل و آرزو هستند آرزوهایی که مربوط به گذشته است، پسر بچه ای که به نظر می آید مانع رسیدن او به آرزوهایش می شوند، با ورود یک شخص دیگر، ما متوجه می شویم که این خود ما هستیم که باعث نرسیدن به آرزوهایمان می شویم و خودمان را فراموش می کنیم، این آن وجه از نمایش بود که من را به خود جلب کرد. در وهله دوم هم وجه زنانه نمایشنامه بود که توجه مرا جلب کرد که خب طبیعی است من یک زن هستم و احساسش را هم بیشتر درک می کنم اما بی توجه به کاراکترهای مرد هم نیستم ولی شاید چون کاراکتر اصلی نمایش یک زن بود کمی بیشتر با متن احساس نزدیکی کردم.